الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
383
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
در اين حديث ، مطالب ناپسندى وجود دارد . چگونه صحابى بزرگوار براى دميدنى رحمانى ، تقاضاى مزد مىكند ؛ هر چند آن قوم بانپذيرفتن آنان ، بديشان بدى كرده باشند . انسان كريم هيچ گاه بدى را با بدى پاسخ نمىدهد ، بلكه منطق اسلام مىگويد : به كسى كه به تو بدى كرده است ، نيكى روا دار . از آن گذشته ، ابو سعيد از كجا مىدانست كه هفت بار خواندن سورهء حمد ، عقربگزيدگى را درمان مىكند ؟ اگر با آموزش پيامبر مىبود ، بايد درخواستنكردن مزد را نيز از حضرت فرا مىگرفت . ناپسندتر از آن ، طمع رسول خدا - كه منزّه از اين رفتار مىباشد - براى گرفتن سهمى از گوسفندان است ؛ در حالى كه مىدانست گوسفندان به تعداد سواركاران مىباشد . چه كسى مىبايست سهم خود را به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ايثار مىكرد ؟ اگر اين قصه بر بيگانگان عرضه شود ، پيامدى جز رسوايى براى شريعت در پى نخواهد داشت . [ 1 / 65 ] طبرانى در الاوسط ، دارقطنى در الافراد و ابن عساكر از سائب بن يزيد روايت كردهاند كه وى گفت : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با فاتحة الكتاب و با ريختن آب دهان خود . . . مرا تعويذ كرد « 1 » . » « 2 » [ 1 / 66 ] احمد ، ابو داوود ، نسائى ، ابن سنى در « عمل اليوم والليله » ، حاكم - درحالى كه روايت را صحيح دانسته است - و بيهقى در الدلائل ، از خارجة بن صلت تميمى از عمويش روايت كردهاند كه وى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفت و در برگشت ، به گروهى برخورد كه مرد ديوانهاى نزد آنان ، با آهن به بند كشيده شده بود . خانوادهء او گفتند : « آيا روشى براى درمان اين فرد دارى ؟ چرا كه هم نشين شما ( پيامبر ) چيزهاى خيرى آورده است . » او مىگويد : « من فاتحة الكتاب را سه روز ، در
--> ( 1 ) . [ تعويذ كرد : از شرور مصونيت بخشيد ] . ( 2 ) . الدرّ ، ج 1 ، ص 14 ؛ الاوسط ، ج 7 ، ص 31 ؛ ابن عساكر ، ج 20 ، ص 113 ؛ مجمع الزوائد ، ج 5 ، ص 113 ؛ كنز العمّال ، ج 10 ، ص 104 .